الشيخ محمد تقي بهجت
215
جامع المسائل ( فارسي )
و همچنين تفسير به غير منتفَع به و غير مملوك مثل سرجين نجس و كلب عقور در عدم قبول اقرار و تفسير . و كلام در عذره اى كه تسميد ؟ ؟ به آن مىشود در محلش مذكور است . و اگر تفسير كلب به كلب صيد و ماشيه و زرع شد ، مقبول است ، مثل اقرار به آنها . و در قابل تعليم براى اين جهت معلومه ، احتمال قبول است ، چنانچه محكىّ از « مسالك » است . در قبول تفسير مال مقرٌّ به به امهء مستولده ، مثل اقرار به آن ، اشكال است ، و تابع بودن براى جواز بيع در امكان و وقوع ، موافق قاعده است ؛ و منع تسليم در عين با غرامت قيمت عين و منافع جمعاً بين الحقين ، محتمل است ، و احوط اول است ؛ پس يا تسليم مىشود و ابطال استيلاد مىشود ، يا آن كه غرامت هم نمىشود به دفع قيمت عين و منافع مثل استخدام ؛ و در صورت عدم ابطال حق استيلاد كه حق الله است ، تسليم به مُقَرّ له نمىشود ، و به حسب اقرار ، تغريم مىشود به قيمت امه و ولد در روز ولادت و منافع امه به تفويت يا اتلاف . تفسير به غير منفعت محلَّله 2 - اگر بگويد : « له علىّ شىء » ، براى مسلمانى ، پس از استفسار تفسير نمود به جلد ميته يا سرجين نجس ، پس با عدم اعتقاد منفعت محلَّله از مقِرّ و مُقَرّ له ، اثرى براى اقرار مفسّر نيست . و اگر معتقد منفعت محلله باشند و حق اختصاص ثابت باشد ، دور نيست قبول آن و حمل « لام » به غير تمليك . و احتمال مذكور ، قريب ، و در كلب معلَّم ، اقرب است از دو مورد مذكور . و همچنين در تفسير به حبهء حنطه كه در معرضيّت قريبه به انضمام به مقدار ماليّت و انتفاع باشد ، مثل اقرار به آن و سماع دعواى آن . و اگر بگويد : « له علىّ مال جليل » يا « عظيم » يا « خطير » ، پس تفسير به قليل كرد ، قبول مىشود تفسير در هر چه محتمل باشد صحّت توصيف به عظمت در اعتقاد مقِر . و اگر بگويد : « له على شىء » ، پس اختصاص به متموّل ندارد ، بلكه قبول مىشود